سرما خوردگی و نگرانی هایم
عزیزکم چند روزی است که حالم اصلا خوب نیست.بدجور سرما خورده ام و سست و بی حوصله ام...منو ببخش اگه اذیت می شی...در این مدت تو زیاد اذیتم نکردی ممنونم ازت که حواست به مامانی هست..خیلی نگرانتم ...هیچ قرصی هم نمی خورم تا مبادا اسیبی به تو برسد..ممان بزرگت خیلی اصرار مکنه که دکتر بروم ولی من از ترس عوارض داروها ترجیح می دهم استراحت کنم تا حالم خوب شود.بابایی این روزها خیلی حواسش به ماست و اکثر کارهای خونه رو ایشون انجتم می دن...بابایی ازت ممنونیم که حواست به ماست..
حسین به خاطر همه چیز ازت ممنونم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سرما خوردگی و نگرانی هایم
