سایمانسایمان، تا این لحظه: 13 سال و 17 روز سن داره

برای قشنگترین هدیه زندگیمان.....سایمان

پسملم 2 ماهه شد

1392/9/22 15:25
نویسنده : مامان لیلا
300 بازدید
اشتراک گذاری

سامی جون سلام همه کسم سلام..مامان لیلا با کلی تاخیر امده می دونی که دلیلش چیه دیگه زیاد وقت نمی کنه بیاد..تو این یه ماه خیلی بهتر شدی..شبا خوابت بهتر شده تو این چند وقت اخیر بازم مثل همیشه یه دسته گل بودی و ساکت و آروم دیگه همه دارن بد جوری بهت عادت میکنن دلشون برای کارات ضعف میره نازگلم چنان خنده هایی نصیبشون میکنی که نمیتونن ازت دل بکنن مامان جون ..14 آذر هم واکسنتو زدیم تا چشم به هم زدیم 2 ماهتم تموم شد.بعد ازگذشتن چهار پنج ساعت از زدن واکسنت پاهات بد جوری درد میکرد تا بحال من گریه شمارو به اون فجیعی ندیده بودم چون همیشه آرومی و همش نق میزنی با گریه کاری نداری خودمم دست و پامو گم کردم که چیکار کنم با گریه ی شما دلم برات پر میزد که کاش من به جای تو درد میکشیدم خلاصه به کمک قطره آروم شدی و گذشت اون روز هم، تب هم نکردی گل پسرم ماشالله پسرم خیلی قوی هست و صبرش هم خیلی زیاده وزن دو ماهگیت هم 800/5کیلو بود با قد 61 و دور سر 41 خدارو شکر خوب رشد کردی نازنینم وضعیت خوابتم خداروشکر روبه راه شده شبها که مشکلی نداشتیم مثل یه دسته گل تو رختخوابت میخوابی تا وقتی گرسنه ات بشه و شیر بخوای و نق بزنی صبحها یه کم شیطون بودی که همش میگفتی بشین کنارم با من حرف بزن اما الان یه چند روزیه داری با لوسترا و درو دیوارا و تابلوها  حرف میزنی و کمتر بهونه میگیری .وقتی داری شیر میخوری و من نگاهم جای دیگه هست میبینم زل زدی به صورتم و داری چنان بهم میخندی که دل منو میبری کم میمونه درسته بخورمت ، پسر گلم عشقه کوچولوم من و بابایی خیلی خیلی دوست داریم و عاشق با هم بودنمونیم تو این دو ماهه نمیدونی زندگیمون چقدر شیرین تر شده  بابات داره مثل پروانه دور سرمون میچرخه از هیچی برامون کم نمیزاره قدرشو بدون پسر گلم، راستی تا یادم نرفته بگم اولین سرما خوردگیتم تو دو ماهگیت بود به علت تغییرات آب و هوای این شهر زودی به شما کوچولوی نازم سرما خورده اما خدارو شکر بردمت دکتر شربت و قطره داده و الان بهتر شدی گل پسرم .

چندتا عکس از دو ماهگیت برات می زارم..

اینجا اماده بودی که بریم واکسنتو بزنیم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)