روزانه های من
سلام پسرم خوبی عزیزم؟این روزا تکونات خیلی زیاد شده با هر تکونت منو به اندازه تمام دنیا شادم می کنی...نمی دونی چه حسه خوبی دارم وقتی تکوناتو احساس می کنم....دیروز خونه خاله مه لقا رفته بودیم..آخه خانم امید زایمان کرده یه دخمل ناز به اسم ستایش...مبین و آیدا واسرا و فرشید همه قاطی هم شده بودن و داشتن همه جارو به هم می ریختن....دلم خیلی هواتو کرد ارزو کردم کاش تو هم تو اون لحظه بودی و باهاشون بازی می کردی که یهو یه تکون عجیبی خوردی که بفهمونی داری تو دلم بازی می کنی عزیزکم...قربونت برم که حواست به مامانت هست و نمی زاری غصه بخوره..این روزا فقط به فکر اسمتم که چی انتخاب کنم تو هم که هیچ نظری نمی دی...کاش این روزا خیلی زود تموم بشه...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزانه های من
